حاج عليخان اعتماد السلطنة (حاجب الدوله)

72

سفرنامه حاج عليخان اعتماد السلطنه (فارسى)

ساخته‌اند . اكنون قصبه‌اى است معمور ، و مهاجرين چچان « 1 » ، كه از روسيه هجرت به خاك « عثمانى » كرده‌اند مسكون‌اند . از جانب ديوان ، مسجد و حمام و چند باب مدرسه بنا گرديد . نايب الحكومه لواء ( روز ) ، تابع « حلب » در اينجا مىنشيند . نفوس قصبه عبارت از شش‌هزار و چند صد نفر است . ويژگىهاى اورفه « اورفه » شهرى است قديم ، در دامنه كوه محقرى واقع است ، قلعه دارد ؛ بازار ، دكان ، حمام ، مسجد ، [ دارد ] مثل ساير شهرها ، در خارج جاى بلندى كه به قلعه نگاه مىكند ، طور غريب به نظر مىآيد . اولًا شهرش وسيع [ و ] گرد ، ميانش جمع شده [ و ] آخرش درازِ كشيده ، تحقيق كردم [ كه ] اين چگونه طرح است ، چنين تركيب قلعه نمىشود ، ذكر كردند كه اين تركيب اسم « عمر » است . اول شهر كه نظر مىكند وسعت دارد ، آن دايره عين است ، وسط كه جمع شده ، به نظر مىآيد علامت ميم است ، آخر شهر كه كشيده و باريك است راء است ، اين مىشود « عمر » ، تصديق كردم . علامت « منجيق نمرود » كه « حضرت ابراهيم » را ميان آتش انداخته ، بالاى كوهى كه مشرف بر شهر است ، از سنگ ساخته‌اند ، باقى است و از منجنيق حواله كرده‌اند رو به آتش ، كه امر رسيده است . همان مكانِ آتش ، يك درياچه است ، خيلى عظيم ، قريب بيست سنگ آب از آن جا جارى است . ماهىهاى اقسام مختلف دارد ، كه آن ماهى را مبارك نمىدانند صيد نمايند اهل آن شهر ، بنده ماهى ديدم در آن جا ، بسيار شبيه به ماهى قزل‌لاله « 2 » ، ديگر نمىدانم همان جنس بود ، يا آن كه شبيه بود ، باغاتى دارد ، آب و زراعت كم داشت ؛ مردم شكايت داشتند . حاكم « اورفه » كه به اصطلاح خودشان « قايم‌مقام » ، يك مرتبه از وزرا كمتر است ، « عثمان پاشا » نام بود ، ملقب به لقب ( خزانه دار ) ، در « بغداد » همراه « على پاشاى » درويش

--> ( 1 ) - چچن ( 2 ) - قزل آلا